تبليغاتX
♠ففرستان♠

♠ففرستان♠

!!!دیوونه خونه من!!!

××پست ثابت××

اگر میدونستی دستای سرد من چقدر به گرمی دستات نیازمنده

                                 .                 

                .

                .

    اینقدر دست تو توی دماغت نمی کردی

[ پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 ] [ 19:29 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

سوتی

سلاااااااااااام

چطورین دوست جونی های خیلی خیلی خیلی بی مرام!!!!!!!!!

امروز اومدم ۳ تا عکس بذارم اندازه یک سال بخندید!

اولی سوتی شمع تولد ۶ سالگیمه

 

بعدی هم خیلی ازش خوشم میاد میذارم شما ها هم حالشو ببرین

ننم یه شونه به موهای داغونم نزده

 

این هم مدل داغون عکس گرفتن بابامه

به علت برهنگی بیش از حد بعضی قسمت ها سیاه شده و فقط پوشکم معلومه

 

خواهرمم چنین عکسی داره با این تفاوت که عین ادم وایساده گریه نکرده

تا پست بعدی باااااااای

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:52 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

عید

سلام دوست جونیام

سال نو مبارک

ببشید چند وقته بی وفا شدم دیر به دیر آپ میکنم

peoplepeoplepeople

اول از ایام عید براتون بگم

هر روز که تا ساعت ۱۱ خواب بودم

بعد هم که بیدار میشدم سر همرو میخوردم

peoplepeoplepeople

۹ فروردین تولد خواهرم بود

بردمش بیرون گفتم هر چی دوست داری انتخاب کن من برات بخرم

اونم کادوشو انتخاب کرد و شوشحال و خندان به سوی خانه بازگشتیم نقطه.

peoplepeoplepeople

۱۳ با فک و فامیل ننم اینا رفتیم تو کمر طبیعت(تو دلش نرفتیم)

زیاد بهم خوش نگذشت

فقط یه جا کلی خندیدم اونم موقع تکنو زدن محمد(پسر عموی مامیم)

جیباشو پر آجیل کرده بود میرقصید همش میریخت رو زمین

peoplepeoplepeople

یه چیز جالب:

دیشب داشتم آجیل میخوردم یه پسته درسته با پوست رفت تو گلوم

تا ساعت ۳ از معده درد به خودم پیچیدم!

دلم به شدت برای عرشیا بچه همسایمون تنگ شده

از قبل عید رفتن ولایت هنوز نیومدن!

peoplepeoplepeople

دیگه همین دیگه

امید وارم سال بسیار خوبی داشته باشید سرار موفقیت

تا پست بعدی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 14:3 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

جوجه ریزه میزه

تق تق تق

کیه؟

نگو کیه

کیه کیه

منم منم

من اومدم

تا به موهات گل شقایق بزنم دست دست اوووووووووه

سلـــــــــــــــــــــــــــــــــام

واقا شرمنده که دیر میام

امروز اومدم از جوجه هام براتون بگم:

رفته بودم بیرون ۳ تا جوجه خریدم خشگل عین خودم

عکسشونو میذارم ببینید

این پاهاش خیس بوده رد گذاشته رفته

این جا هم یخ کردن چسبیدن به هم

خلاصه خیلی جیگرن

گشنه میشن چشم همدیگرو نوک میزنن هه هه

خلاصه کی گفته من منگلم که تو سن ۱۸ سالگی جوجه بازی مینم؟

[ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 14:18 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

پززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززز

واااااااااااااااااااااااااااااای سلام

ببخشید آپ نمیکنما

آخه با صفحه کلید کار کنم ناخنام میشکنه  وااااااااااااااااااااااااای

نگوووووووووووووووو

رفتم گوشی خریدم  c3 نوکیا

یاسی رنگه

دقیقا اینه

Nokia C3 Acacia (Violet) w/2GB MicroSD

 

خلاصه مثل خودم خشگله

بعد رفتم خرید عید

مانتو آبی کاربنی خریدم

کیف و کفش ست سرمه ای

شال هم کاربنیه روش گل داره اندازه کف دست آقا گرگه

گل هاش هم همه رنگ داره

یه لحضه صبر کنین گوشیم داره زنگ میخورهon the phone - New!

الو

سلام

نه نه

لطفا مزاحم نشو

باراک بود

میشناسین که؟

بابا باراک اوباما میگه بیا جای من ریاست کن گفتم نه

انقد مشغله دارم که نگووووووووووووووو

دیگه خلاصه خاطره جالب ندارم بگم بخندین

ولی سعی میکنم یدونه قشنگشو از بچگیام بذارم

که یک ساعت تو حالت بیهوشی به سر ببرید

دوستتون دارم اندازه نفس های یه جنین 1 ماهه

باییییییییییییییییییی

 

[ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 22:33 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

×خاطره زرین دشت و شمال×

سلامشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

دوس جونیایم

خیلی شرمنده که دیر میام هاشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

اخه چیزی نداشتم بنویسم

فقط میومدم نظراتون رو میدیدم

و امروز میخوام از زرین دشت رفتنمون براتون بنویسم

تابستون با اهالی فامیل رفتیم زرین دشت

همه همه همه بودن

من.ننم.بابام.ابجیم.محیا.شوهر ابجیم.عمم.شوهرش.مادر شوهرش.برادر شوهرش و

یه خیلی ادم دیگه ۳ تا ماشین و ۳ تا موتور بودیم دیگه

رفتم چشمه آب یخ

مغول ها ریختن تو آب

من به دلیل ترسی که توی بچگی از اب و استخر داشتم نرفتم تو اب

نشسته بودم لبه حوضشکلکـــ های آینـــ ـ ـاز

دیدم مغول ها حمله کردن اب یخ زیر صفر درجه پاشیدن به من

از سرما نفسم بند اومده بود

به زور کشیدنم تو اب شکلکـــ های آینـــ ـ ـاز تا من تنهایی میومدم تلافی کنم بهشون اب بپاشم

اونا ۷ نفری حمله میکردن بهم اب میریختن

خلاصه اون روز ما کم اوردیم

شانس بدمون هم لباس نبرده بودیم مجبور شدم خیس نشستم تو ماشین

تا خونه عین گنبد منار جنبون لرزیدمشکلکـــ های آینـــ ـ ـاز

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شمال:

کلا به مسافرت های گله ای علاقه مندیم شکلکـــ های آینـــ ـ ـاز

همیشه یه هیئت ادم با خودمون میبریم سفر

با خانواده دایی محمدم و عمه شیتیم و دختر اون یکی عمم رفتیم شمال

مازندران ساحل جویبار بودیم

اول که دریا عصبی بود رامون ندادن تو

دور از چشم اقا پلیسه رفتیم تو اب

من یه بلیز پوشیده بودم اندازه خرجین اقا خره جیب داشتشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

تو جیبامو پر ماسه کردم همرو با ماسه ها زدمشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

بعد همه واس تلافی دنبال من کردن منو بزنن منم یه سره جیغ میزدم

میدوییدم.

اقا پلیسه فهمید یواشکی رفتیم تو اب اومدن به زور پرتمون کردن بیرون

یه خانم هم باهاشون بود که اونم مامور بود تا من از اب اومدم بیرون

گفت خجالت از لنگ درازت بکش این چه لباسیه تو ساحل عمومی؟شکلکـــ های آینـــ ـ ـاز

عمه شیرین عقلم اومد درستش کنه بد ترش کرد

گفت این هنوز ۹ سالش نشدهشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

رشد بی رویه داشته خلاصه اندازه بار یه تریلی ۱۸ چرخ خندیدیم

تازشم لباسم خیلی هم خوب بود خانمه توقع داشت با چادر ملی برم تو آب

شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

[ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 13:47 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

noting love

من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

.

من خودم هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد

.

من نه عاشق هستم نه دلداده به گیسوی بلند و نه آلوده به افکار پلید

.

من به دنبال نگاهی هستم که مرا از پس دیوانگیم می فهمد

.

[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 20:48 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

باباش

پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید:

تو میتوانی مرا بزنی یا من تورا؟

پسر جواب داد:من میزنم

 
پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد

ولی باز همان جواب را شنید !

با ناراحتی از کنار پسر رد شد

 بعد از چند قدم

دوباره سوال را تکرار کرد شاید جوابی بهتر بشنود...

پسرم من میزنم یا تو؟


این بار پسر جواب داد شما میزنی.


پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟؟؟


پسر جواب داد:

تا وقتی دست شما روی شانه من بود

عالم را حریف بودم


ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی قوتم را با خود بردی

[ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 13:55 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

لینک بازی

ســــــــــــــــــــــــــلـــــــــــا مــــــــــــــــــ

 

توجــــــــــه                               توجـــــــــــه

 

بری بچ که میخوان تبادل لینک کنن

تو قسمت نظرات این پست

ادرس وب و اسمی که میخوان لینک بشن

(تا ۲۰ نفر)بدن وب من رو هم با اسم:

 

 

 ♠ففرستان♠

 

 

 لینک کنن

ممنون از همتون

[ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 14:36 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

دکتر ففر به اتاق بیهوشیییییییی

سلام سوسیس

چطورین

امروز اومدم بگم که بخندین

جاتون خالی یلدا ما که خوب بود

همه بودن همممممممه

البته پیشنهاد من بود که همرو جمع کردیم دور هم

جاتون خالی یه آلبوم عکس انداختیم

تولد بابام هم بود دیگه فبها

مهمونامون:

خانواده ما و خواهرم.

پدر شوهر خواهرم(به اتفاق خانواده)

آقا بابک و محمد آقا(بی خانواده)

پدر بزرگ مادر بزرگم(از طرف ننم)

حاج خانم (دوست مادرم)

عمو علی (به اتفاق خانواده)

دیگه شب بود ماه پشت ابر بود من بودم و جوجه خروس

فردی و موش ملوس کله شدیم تو مرغ دونی یهو دیدیم شدیم عروس(جلف)

خب یه خبر دارم دسته اول

میخوام روان شناسی بخونم اونم از نوع بالینی

دیگه هر ننه قمری(ببخشین)کار با کامپیوترو بلده کامپیوتر چیه دیگه

تصمیم گرفتم دکتر بشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم متاسفم

نه جدی میخوام روان شناسی بخونم یا عمومی یا بالینی

از خودم میبینم بتونم چهار تا ادم سالمو روانی کنم

هی هی

دیگه سخت مشغول درسیم

من که چشمام خیلی قشنگه رنگ چشمام خیلی عجیبه

دعا کنین برام

دوستون دارم اندازه مو های حسن کچل

بوووووسسس بای تا پست بعدی

[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 12:23 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

شیر مامان تا 6 ماه تنها غذای منه

من آمده ام وای وای من آمده ام

دیش دان دان داران

سلام سلام

افغانیا ایرانیا اتریشیا خان خله ها

اگر قبلا یه کم دیوونه بودم الان کلا دیوونه شدم

ولی یه اتفاقی افتاده که بگم باورتون نمیشه

بگم؟

نمیگم!

بگم؟

نمیگم!

نمیگم!

بگم؟

میگم:

امتحان ریاضی ۲۰ شدمممممممممممم

لی لی لی لی لی لی لی لی

برو حالشو ببر

اول خودم باورم نشد

رفتم سر جلسه امتحان با اون معلم خشمله

بعد هیچی دیگه امتحان دادم عین عجل معلق وایسادم برگمو صحیح کنه

صحیح کرد نمره داد گفت صد آفرین هیچی دیگه کلی به خودمان بالیدیم

همین دیده

بای فحنن

 

 

[ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 ] [ 19:56 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

پس از اندی آپیدیم

سلام دوستان

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما و بینندگان عزیز

بنده پس از سالها تحقیق دریافتم تنبلی کار زشته

تنبل همیشه خوابه جاش توی رخت خوابه

پاشو پاشو بیدارش کن از رختخواب جداش کن

شانه بزن به مویش بشور دست و رویش

بحله

این چنین است که ما همانند زالو چسبیدیم به کتاف ها

بلکه بریم دانشگاه پس فردا یه مدرکی بگیریم

یه خانم مهندسی پسوند اسممون بیاید

هیچی دیگه همین

خاطره هم یکی دارم

رفتیم سر کلاس گفتن بشینین الان معلم ریاضی میاد

چشمتون روز بد نبینه

آقا معلم از بالای گوشش فرق کج باز کرده بود

دقیقا یه ماشین از رو فرقش رد میشد

اون روز درس بی درس

تا معلم رو بر میگردوند ما همه هر هر میخندیدیم

حالا قراره نفری ۵۰۰ تومن جمع کنیم بفرستیمش آرایشگاه

بلکه یه مدل قشنگ درستش کنن از حالت دلقکی در بیاد

اما انصافا خیلی با سواد و با کمالات و مودبه

هرکی دیگه بود با خنده های ما میذاشت میرفت

یا یه حرفی میزد شخصیتمون لکه دار بشه

ولی نگفت

بسه دیگه چقد حرف زدم خوش باشین بای بای

[ شنبه سی ام مهر 1390 ] [ 13:4 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

یه آپ پر ویروس

سلامممممم شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

چطولین

تا من خبر نکنم آپم هیچ بی وفایی نمیاد سرم بزنه واقا که...شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

سرما خوردم در حد المپیک

رفتم دکتر تا از در رفتم تو گفتم:

سلام

سرما خوردم

ولی آمپول ننویسین!http://s1.picofile.com/file/6396696176/doctor4.gif

بد بخت مات مونده بود

بینیش هم خیلی دراز بود(آخه خودم خیلی بینی خوش فرمی دارم)

انقزه حالم خرابه که نگووووووووووpuke.gif

دارم میمیرم(فاتحه)Smiley

مکان دفن مرحوم:بهشت زهرا-قطعه بلاگفا!!!!!!!!

شوخیدم

همین دیگه گفتم بیام خبر بدم دارم میمیرم بی خبر نمیرم یه وقتی

سر خاکم خواستین گل بیارین لیلیوم بیارین لطفا

رز هم دوست دارم قرمزش

رنگ ترکیبی هاش هم بدک نیست

فقط نارنجیش بیشتر باشه(چه خوش اشتها)

دیگه خیلی فک زدم

بای همتون

[ شنبه دوم مهر 1390 ] [ 23:47 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

یک لیست از آهنگ هایی که منو میبره فضا

ازت دلخورمـ - خواب محال:(محمد نجم)

رضا صادقی همه آهنگ هاش

خواستنـ تو :(سعید)

آتیش بازیـ - حالم عوض میشهـ - آغوشـ - شیدا-:(شادمهر)

منو ببخشـ :(مرتضی پاشایی)

دل شکستهـ :(علی انبرستانی)

هی تو :(علی عبدوالملکی)

ــــــــــــــــــــــــ

 

اگر چیزی جا موند اضافه میکنم

در ضمن:

دیگه هیچکسو لینک نمیکنم لطفا سر خود شما هم نکنین

چون لیستم پر میشه نمیرن نگاه کنن

اما تا چند وقت دیگه اینارو حذف میکنم جدید لینک میکنم

لطفا هم نظراتون رو تو پست ثابت بجالیییییین

[ دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 ] [ 14:36 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

×××

سلام

این بار سلام نارنجی

دلم براتون تنگ شده بود

گفتم بیام سر بزنم

بچه ها ۱۴ این ماه تولدمه

۱۷ سالم تموم میشه میرم تو ۱۸

دیگه دارم بزرگ میشم

جلف بازی ممنوع

عروسک بازی ممنوع

شیشه شیر ممنوع

خاله بازی ممنوع

دست تو دماغ ممنوع

جیش کردن نیمه شب ممنوع

برنامه کودک ممنوع

همچی ممنوع

باید بزرگ بشم.از کودکی در بیام.

اما راهشو بلد نیستم نمیدونم بزرگی به چیه؟؟؟؟

اینارو  وللش کادو هارو بگو

از طرف پدرم:۱ پفک نمکی هوووووراااااا

از طرف مادرم:

یه قوطی شیر خشک

 

از طرف خواهرم ۲ تا دستکش برف بازی

 

 

همین دیگه...

بقیه مهمون ها هم پیچوندن کیک خوردن کادو ندادن

در ضمن اون ته ته ته وبلاگم یدونه لینک دانلود هست

آهنگش قشنگه دانلود کنین نظر هم بدین

ازتون کم نمیاد بخدا

 

[ پنجشنبه سوم شهریور 1390 ] [ 1:8 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

سلام سلام نیناش ناش هم بلدی؟؟؟؟!!

خب امروز میخوام یه آلبوم عکس از مهرداد صدیقیان بذارم

خیلی دوستش میدارم

خیلی قیافه عجیب و نازی داره

اون چشمای اخمالو ممخالوش

ولی حرسم گرفه برای زی لب تاب خرید

دیشب داشتن با هم چت میکردن

خواستم ای دی مو بدم بهش

مامانم نذاشت هه هه هه هه

خب بریم سراغ آلبوم:

 

 

 

 

 

درد و بلات بخوره تو فرق سر سارا ایشالا...

[ جمعه بیست و یکم مرداد 1390 ] [ 11:22 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

اینم عکس 3 سالگی من

[ چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 ] [ 2:3 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

مژگان و خانم اعلایی

کلاس ۳ راهنمایی بودم

یکی از دوستام که حدودا از ۳ ۴ سالگی هم بازیم بود

شده بود هم مدرسه ایم

بعد یه معلمی داشتیم همش میرفت سر کلاس دستشویی

یه بار قرار بوده از کلاس مژگانشون امتحان بگیره همون بشه مستمر

هیچکدوم هم شکر خدا درس نخونده بودن

معلم میگه برگه بذارین من الان میام امتحان بگیرم

مژگان پشت سر خانم اعلایی میره سمت دستشویی

معلم که میره اون تو درو میبنده مژگان درو از پشت قفل میکنه

وااااااااااااااااای تصور کن

معلم بد بخت انقد از گاز دستشویی تنفس کرده بوده

داشته از حال میرفته

که یکی از بچه ها میره میبینش درو باز میکنه براش

مژگان از مدرسمون اخراج شد...

از همون سال سمت دستشویی معلم ها دوربین مدار بسته گذاشتن!

[ سه شنبه هجدهم مرداد 1390 ] [ 16:50 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

×خاطرات خنده دار طفولیت تا جوانی×

قشنگ ترینش مربوط میشه به ۵ سالگی:

با پسر داییم (علی)توی حیاط خونه پدر بزرگم بازی میکردیم

یه دفعه یه سنگ ۳ .۴ میلیمتری توجهمه جلب کرد

یه کم نگاهش کردی

بعد فرو کردم تو سوراخ سمت راست بینیم!!!!!

حالا هر کلینیک و بیمارستان رفتیم گفتن باید عمل بشه...

در آخر یه آقا دکتر مهربون با پنس درش آورد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توی همون حول و هوش ۵ و ۶ سالگی

همسایمون اومد خونمون با مادرم کار داشت

یه پسر داشت به اسم امین

بنده خدا انقد ضعیف و نحیف بود که حد نداره

منم شاخ شدم سرشو کوبیدم به دیوار پلکش تا بالای ابروش جر خورد...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همان حدود یک شبی خونه عموم مهمان بودیم

یه دختر عمو دارم به هم که میرسیم یه مملکت رو آتیش میکشیم

اینا قرار بود ۲ روز بعد برن مشهد یه دوربین داشتن تازه فیلم کرده بودن

۳۶ تا فیلم خام توش بود

با سپیده ۲ درش کردیم

بردیم تو اتاق درو بستیم

از هر چی بگین عکس انداختیم

تمام رخ نیم رخ ۳ رخ پشت سر دیوار زمین آسمون پنجره

خلاصه بگم جیشیدیم تو فیلمای دوربین...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۷ ساله بودم

یه روز جا نماز مادرمو برداشتم نماز بخونم

تو فاز خودم بودم که مادرم به خودش اومده

دیده من یک ساعتی هست تو رکوع خوابم رفته!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کلاس ۵ ابتدایی اذیت کردم معلم انداختم بیرون

پشت در ایستادم هی در زدم

معلم درو باز کرد گفت بیا برو تو منو از رو بردی.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کلاس اول راهنمایی برای بار اول رفتم مشهد

رفتیم خونه دایی بابام چتر شدیم

غذای قطار بهم نساخته بود از سر شب تحوع داشتم

شب رختخواب های سفید و توپ برامون پهن کردن

دختر دایی بغل من خوابید داشتیم از درس و مدرسه میگفتیم

گلاب به روی ماهتون بالا آوردم تو سر و صورت و زندگیش و رختخواب ها

چاره نداشتن بندازنمون تو کوچه....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تو همون سفر مشهر ۱۳ به در رفتیم یه بوستانی...

از صدا و سیمای مشهد اومدن با بچه ها حرف میزدن

اومن طرف من:گفت دخترم اسم ۱۲ امام رو از اول بگو

من از امام علی تا امام حسین گفتم بقیرو خودشون...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کلاس ۳ راهنمایی

۳ تا رفیق فابریک و توپ داشتم به اسم:

منیره سادات

زری

فرخ لقا

هر آفت و ویروسی بود ما ۴ تا به مدرسه زده بودیم

برف سنگین اومده بود یخ بندون در حد آهنگ  پوش انریکه...

زنگ تفریح همانند حمله ماموت ها رفتیم بیرون

مدیر ناظم به خیال خودشون تو دفتر بودن و از پنجره نظارت میکردن

یه قسمت حیاط مدرسه اصلا از دفتر دید نداشت

ما رفتیم اونجا برف بازی

۳ تایی کلی فرخ رو با گوله برفی های یک کیلویی کوبیدیم

فرخ کلا ۱۰۰ سانت قدش بود ۳۰ کیلو هم وزن داشت

رفت خوابید روی یخ ها

منم نشستم رو کمرش زری عین سورتمه میکشیدش

الان فرخ ۱ پسر کوچولو داره

من مجردم

زری نامزد کرده

منیر هم یک سالی میشه با هم قهریم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کلاس اول دبیرستان هفته معلم:

حدودا ۷۲ ساعت بود من به علت کشیدگی تاندون

پای چپمو گچ گرفته بودم

با اجازه دفتر مدرسه با این قید ها:

سر و صدا نکنید

رو میز نکوبید

دست و سوت و جیغ هم ممنوع

برای معلم زبان جشن گرفتیم

فامیلی معلم آقایی بود

تا اومد تو کلاس که ما تو سرش باد کنک ترکوندیم

خلاصه یه سکته خفیف رد کرد

من رفتم وسط کلاس به رقصیدن

دوستامم میکوبیدن رو میز دست و جیغ و خلاصه پارتی بود

گفتم بچه ها ساکت:

حالا همه بگین:آقایی باید برقصه

نگاهم افتاد به در کلاس

دیدم مدیر تو در گاه در ایستده دفتر انضباطی هم تو دستش گفتم:

نه نه نه نرقص مدیر اومد...

همه ترکیدن از خنده

آخر سال هم با انضباط ۱۶ کارنامه گرفتم

[ سه شنبه هجدهم مرداد 1390 ] [ 16:42 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

اینم یه عکس منحسر به فرد از **زی**

[ سه شنبه هجدهم مرداد 1390 ] [ 1:16 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

پدر 2

میخوام از پدرم یه کم براتون بگم:

قد:۱۸۰

وزن:گمانم ۹۰

یه شکم داره وووویییییییییی

چشماش عسلیه

عینک میزنه

خیلی مهربون و دلسوزه

خیلی هم منو لوس بار اورده

ولی خدا نکنه عصبی بشه واااااایی

نمیشه با ۱۰ من عسل خوردش

در کل خیلی میخوامش از جونم برام عزیز تره

 دوستش دارم بالای ۲۰۰ تا

روزشو بهش تبریک میگم و میبوسمش

با تمام وجود میگم دوشت دالم باباهه خوفم

[ دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 ] [ 2:33 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

[ سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 ] [ 20:34 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

×

هر چه میخواهم غمم را در دلم پنهان کنم

سینه میگوید که من تنگ آمدم فریاد کن

 

[ یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 ] [ 2:0 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

کوروش کبیر...

[ شنبه سوم اردیبهشت 1390 ] [ 13:50 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

.

[ دوشنبه پانزدهم فروردین 1390 ] [ 0:57 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

طالع بینی(فروردین/اردیبهشت/خرداد/تیر)

فروردین:

سمبل=قوچ

ستاره حاکم=مارس(مریخ)

عنصر=آتش

فلز=آهن

رنگ محبوب=قرمز/صورتی

گل محبوب=رز سرخ

روابط دوستانه:بسیار گرم و مهمان نواز هستند.

معمولا علاقه ای به مهمانی رفتن ندارند

ترجیح میدهند دوستانشان را دور خود جمع کنند.

روابط عشقی=تا پای جان از محبوبش دفاع میکند

یار خود را همچون تندیسی میستاسد

بسیار رمانتیک است و به عشق والا ایمان دارد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اردیبهشت:

سمبل=گاو نر

ستاره حاکم=ونوس(زهره)

عنصر=خاک

فلز=مس

رنگ محبوب=آبی آسمانی/صورتی/بنفش

گل محبوب=رز صورتی

روابط دوستانه:دوستی قابل اعتماد

پایدار و ثابط قدم

به طور نا گهانی دستخوش هیجانات نمیشود

و نقشه ها و برنامه های خود و دیگران را تغییر نمیدهد.

روابط عشقی:متولدین اردیبهشت جذب زیبایی های جسمانی میشوند

و بسیار به بوی خوش عطر و رنگ ها نور و صدا حساس هستند.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خرداد:

سمبل=دو قلو ها

ستاره حاکم=مرکوری(عطارد)

عنصر=هوا

فلز=جیوه

رنگ محبوب=زرد/سبز/آبی

گل محبوب=کاملیا

روابط دوستانه:به طور کلی جذب دوستانی میشوند که

 در باره همه پدیده های دنیا کنج کاو باشند.

از رویداد های هیجان انگیز لذت ببرند

 در گفتگوی هوشمند دارای استدلال باشد.

روابط عشقی:عشق برای متولد خرداد یک حس رمانتیک است

 که فقط با زوج روحی خود میتواند به آن دست یابد.

از این رو بسیاری از متولدین خرداد

 در جست و جوی عشق رمانتیک حقیقی

 بار ها مسایل احساسی را سر سری و به بازی میگیرند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 تیر:

سمبل=خرچنگ

ستاره حاکم=ماه

عنصر=آب

فلز=نقره

رنگ محبوب=سایه ای از رنگ های خاکستری/آبی/سبز

گل محبوب=بنفشه

روابط دوستانه:دوستانی را میپسندند که از نظر مالی و احساسی و را حمایت کنند.

البته در مواقع لازم متولدین تیر نیز متقابلا پاسخ گو خواهد بود.

روابط عشقی:هنگامی در عشق کامیاب میشود که

 آمیزه ایاز محبت پایدار و حساب بانکی معتبر را با هم داشته باشد.

در قلب خود رمانتیک و احساساتی است

و عشق خود را سر لوحه زندگی خود قرار میدهد

[ دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ] [ 14:4 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

(مرداد/شهریور/مهر/آبان)

مرداد:

سمبل=شیر

 ستاره حاکم=خورشید

عنصر=آتش

فلز=طلا

رنگ محبوب=رنگ های غروب خورشید

گل محبوب=آفتابگردان

روابط دوستانه:متولدین مرداد علاقه مند به موفقیت دوستانشان هستند.

البته نه آنقدر موفق که موجب کاهش

جلوه درخشش خودشان است.

روابط عشقی:عشق برای او یک آرمان پر شور و در عین حال نمایشی است.

تا پای جان برای معشوقش میجنگد.

وقتی عاشق باشد شادمان و سر خوش است

و بزرگترین فدا کاری ها را در راه عشق میکند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

شهریور:

سمبل=فرشته

ستاره حاکم=ولکان و مرکوری

عنصر=خاک

فلز=پلاتین

رنگ محبوب=سایه ای از خاکستری/سبز/نقره ای

گل محبوب=forgetmenot

روابط دوستانه:به طور کلی متولد شهریور کسانی را برای دوستی می پسندند که

مرتب

منظم

پاکیزه

و باهوش بوده و جذابیت های گوناگونی داشته باشند.

آنها ترجیح میدهند که دوستانشان

 خیلی هیجان زده و احساساتی نباشند

 و آرام و متین جلوه کنند.

روابط عشقی: عشق برای متولد شهریور

 پدیده ای عاطفی و احساسی نیست

عشق برای آنها نوعی فدا کاری و جانفشانی است

 که شامل عشق به خانواده.دوستان و درماندگان میشود.

از عشق افلاطونی لذت میبرد

 و اگر عاشق شود پیوسته و پر شور عشق می ورزد.

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مهر:

سمبل=ترازو

ستاره حاکم=ونوس(زهره)

عنصر=هوا

فلز=مس درخشان

رنگ محبوب=بژ /قهوه ای

گل محبوب=رز سفید

روابط دوستانه:انسان هایی اجتماعی

 و علاقه مند به بر قراری ارتباط هستند.

زندگی برای این افراد در مهور تماس با مردم میگردد

و این چیزی است که موجب شادمانی آنها میشود.

روابط عشقی:عشق برای متولد مهر ماه همه چیز است.

به دلیل عشقی که دارد کاستی های محبوبش را نا دیده میگیرد

و با عشق تمامی دنیا برای او درخشان میشود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آبان:

سمبل=عقرب

ستاره حاکم=پلوتو

عنصر=آب

فلز=آهن

رنگ محبوب=قرمز تیره

گل محبوب=ارکیده/رازقی

روابط دوستانه:معمولا متولدین آبان کسانی را برای دوستی میپسندند

 که بر تری های پر جاذبه آنها را تشخیص دهند

 و بدون ترس یا تحسین اغراق آمیز بر این بر تری ها تکیه کنند.

متولدین این ماه دوستان اندکی را انتخاب میکنند

 و از آنها توقع وفا داری و صداقت دارند.

روابط عشقی:عشق برای او یک حس ماندگار و پر شور است

که فقط میتواند نسبت به یک فرد ایجاد شود.

 

[ دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ] [ 13:53 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]

(آذر/دی/بهمن/اسفند)

آذر:

سمبل=اسب با سیمای انسان

ستاره حاکم=مشتری

عنصر=آتش

فلز=قلع

رنگ محبوب=ارغوانی

گل محبوب=میخک

روابط دوستانه:دوستانی را می پسندند که

 دارای ذهنی گشوده بوده.

آمادگی پذیرش هر ماجرایی را داشته و خوش بین باشند.

 

روابط عشقی:عشق برای متولدین حقیقی آذر یک ماجرایی

 رمانتیک و احساسی است.

در مسایل عشقی رفتاری مبتکرانه دارد

 و از ابراز عشق طرف مقابل شادمان میشود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دی:

سمبل=بز

ستاره حاکم=زحل

عنصر=خاک

فلز=سرب

رنگ محبوب=سیاه و قهوه ای

گل محبوب=ماگنولیا

روابط دوستانه:دوستانی را میپسندند که

 خوب پرورش یافته باشند

 و دارای رفتاری صحیح بوده و خیلی برونگرا نباشد.

 

روابط عشقی:عشق برای متولد حقیقی دی منبع الهام است .

آنها اگر چه در رابطه با جنس مخالف کم رو ودستپاچه هستند.

اما اگر عمیقا عاشق شوند شایسته ترین

 و صادق ترین عشاق خواهند بود .

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بهمن:

سمبل=دلو

 ستاره حاکم=اورانوس

عنصر=هوا

فلز=اورانیوم

رنگ محبوب=آبی آسمانی

گل محبوب=نرگس

روابط دوستانه:افرادی را برای دوستی میپسندند که دارای علایق هوشمندانه و روشنفکرانه باشد

 و از پدیده های نا متعارف تند رو و بنیاد گرایی لذت ببرند

 

روابط عشقی:عشق برای متولدین حقیقی بهمن

 نگرشی محبت آمیز نسبت به تمامی بشریت است .

از رابطه نزدیک و پویا لذت می برد.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اسفند:

سمبل=ماهی

ستاره حاکم=نپتون

عنصر=آب

فلز=تششعی از فلزات مصنوعی

رنگ محبوب=سایه آبی و سبز دریایی

گل محبوب=لی لی بنفش

روابط دوستانه:کسانی را برای دوستی می پسندند که

 مفید و اطمینان بخش باشند

 در عوض آنها درک بدون تعصب و صداقت و وفا داری خود را

 نثار دوستانشان خواهند کرد

 

روابط عشقی:متولدین اسفند

 اگر احساس کنند که مورد محبت قرار ندارند

افرادی ناشاد خواهند بود که زندگی شان بسیار اندوه بار به نظر میرسد.

عشق به متولدین اسفند جان جانی تازه می بخشد.

 

[ پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389 ] [ 15:25 ] [ ♠.ففر.♠ ] [ ]